اينجا وبلاگ دنا کوچولوست. دنا کوچولو ۳ مهر ۱۳۸۴ در نروژ متولد شد و فعلا هم بخاطر کار بابا عبدی در لندن هستیم.
اونيکه برام می نويسه
کوچولويی هام رو ببينين
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
مهربون جونا
خاله شقايق
شهر قصه
دختر شيراز
اوستا کوچولو
پويان کوچولو و مامانش
آرش وروجک مامان
مهديار جون
دل آرام
کوشا - غنچه زمستون
آنوشا جون
پارسا و آيسا و مهسا
آشپز مدرن
لاريسا جون و مامان آيدا
نازنين
باران جون
لينک وب سايت های ديگر
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي دوستانه
خرید اینترنتی
لوگوی دوستان
ليست وبلاگهای به روز شده
RSS 2.0 
لابد می گین این چیه دیگه من نوشتم؟
آخه دنا شدیدا روی وسایل خودش حساسه و فوق العاده حواسش جمعه.
مثلا دیروز بارون شدیدی اومده بود و مجبور شدیم کالسکه اش رو بذاریم بیرون خونه که توی خونه گلی نشه.
چند ساعت بعد که دوباره رفتیم بیرون و برگشتیم دم در خونه شروع کرد به داد و هوار و گریه.
فهمیدیم که نگران کالسکشه. و خودش رفت سراغ کالسکه اش و خیلی جدی هلش داد تا دم در خونه و وقتی کالسکه رو اوردیم تو خیالش راحت شد و رفت پی بازیگوشی.
چند وقت قبل هم تو مهد کودک وقتی رفتم دنبالش یهو شروع کرد به گریه. اول ترسیدم چون اصولا گریه نمیکنه. بعد فهمیدم جریان اینه که ایشون دیده یکی از بچه ها شلواری شبیه شلوار خودش رو داره و با تلاش میخواست شلوار اون بچه رو درآره!
«البته این رفتارا اصلا خساست نیست بلکه خیلی خوب هم هست چون نشون دهنده احساس مالکیته!»
این جمله مادربزرگشه ها...
پيام هاي ديگران () link ٢:۱٧ ب.ظ - چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦ - مام دنا کوچولو