اينجا وبلاگ دنا کوچولوست. دنا کوچولو ۳ مهر ۱۳۸۴ در نروژ متولد شد و فعلا هم بخاطر کار بابا عبدی در لندن هستیم.
اونيکه برام می نويسه
کوچولويی هام رو ببينين
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
مهربون جونا
خاله شقايق
شهر قصه
دختر شيراز
اوستا کوچولو
پويان کوچولو و مامانش
آرش وروجک مامان
مهديار جون
دل آرام
کوشا - غنچه زمستون
آنوشا جون
پارسا و آيسا و مهسا
آشپز مدرن
لاريسا جون و مامان آيدا
نازنين
باران جون
لينک وب سايت های ديگر
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي دوستانه
خرید اینترنتی
لوگوی دوستان
ليست وبلاگهای به روز شده
RSS 2.0 
خوب... امشب اومدم که ناله کنما!
هوا که حسابی چند روزه سرد شده و سوز عجیبی داره.
دنا هم چند روزیه سرفه می کنه. فکر کنم بخاطر اینه که بینی اش دائما پره و وقتی میخوابه سرفه اش می گیره. نتیجه اینکه مامان دنا هم درست نمیخوابه و روز بعد همش درب و داغونه...
اما دیشب... دنا قبل از خواب هر چی خورده بود برگردوند. فکر کنم ممکنه بخاطر تخم مرغ های تو ته چین بود و روغن ماهی و پاستا و شیر و ماست و شربت سرماخوردگی. یا نه شاید هم بخاطر همون جریان سرفه هاش. اما من بیشتر فکرم به این بود که معده اش از صبحش سنگین بود چون دیروز از صبح بداخلاق بود.
بهرحال بعدش نبات داغ دادم بهش و خوابش برد. البته دو بار بیدار شد که بخاطر گرسنگی بود. بعد از خوردن شیر و آب دوباره خوابید ولی طبق معمول من یک ساعتی زور زدم تا خوابم برد.
امشب هم کلی طول کشید تا خوابش برد. و تازه موقع خواب شیطنتش گل کرده بود.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ. ن: چند وقته کم براش کتاب میخونم. باید یادم باشه بیشترش کنم.
پيام هاي ديگران () link ۱:۳۱ ق.ظ - دوشنبه ٥ آذر ،۱۳۸٦ - مام دنا کوچولو